ثانيه ها را بنگر که چه محزون موسيقی تنهايی را می نوازد....

 

 

 


وای ، باران
 

باران ؛

شيشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه كسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای ، باران

باران ؛

پر مرغان نگاهم را شست

اب رؤيای فراموشيهاست

خواب را دريابم

كه در آن دولت خاموشيهاست

حميد مصدق