این روز ها همه کس تو را  به یاد من می آرند

 

هر آنکس که زیباست          هر آنکس که مهربان است          هرآنکس که تنها نگاهم میکند

 

تو را به یاد من می آرد

 

عابری که در کوچه های سوت و کور بی تفاوت از کنارم می گذرد

مسافران ساکت و محزونی که در ایستگاه های همیشگی به انتظار می نشینند

و تنهایی ... که در آنسوی خیابان مرا به همراهی خویش می خواند

همه و همه تو را به یاد من می آرند

 

هر آنکس که به من عشق می ورزد یادآور توست

هرآنکس که لبخندی نثارم می کند یادآو...

آه...گمانم از عشقی حقیقی سخن می گویم

تو نامش را چه می گذاری؟

حادثه تلاقی دو نگاه؟!

 

نه،...قانون عاشقی چشم هارا نقض کرده ام

من تنها به جای پای تو در تمامی لحظه های رفته عاشقم

تنها به نامی که گاه،نه همیشه، که گاه قلبم را می لرزاند عاشقم

گمانم از عشقی حقیقی سخن می گویم...

 

چقدر مرگ رو بخودت نزدک ميدوني آيا اين واقعيت در زندگي امروز ما فراموش نشده؟


شايد خيلي ها نزديک اين سوال نشن چون از مرگ مي ترسن و از اين کلمه خوششون نمي ياد


وخيلي هام جوابي براي گفتن نداشته باشن چون اصلا بهش فکر نمي کنند


اين همه حرص و آز تو شهر و بين آدم ها دنيا براي کي وکجاست ؟


چرا به هم دروغ ميگيم تهمت ميزنيم يا هر کار نادرست ديگه! چرا رفتنمون رو فراموش کرديم


که اگه يادمون باشه سر منزل مقصود غير رضاي دوست هرگز طلب نخواهيم کرد


وعده ديدار ما روزقيامت 

عفو

 

 

 خداوندا ! مرا رها شده‌ عفوت‌، آزاد كرده‌ رحمتت‌ قرار ده‌،

 آنطور كه ‌احساس‌ نمايم‌ از روي‌ نشانه‌اي‌ كه‌ تو مرا بخشيدي‌ !

 

خدايا تو از همه داناتريني


 

خدايا تو بهتر ميداني که چه کاري را بايد در چه وقتي انجام

 بدي


 

خدايا پس دعاهاي گناهکارترين و شرمنده ترين بنده ات را

مستجاب فرما


 

خدايا همين حالا که اين دعا را مينويسم واقعا روم نميشه همچين

 تقاضايي ازت کنم


 

خدايا به خودم ميگم کسي که اين همه گناه کرده چه جوري روش

ميشه اصلا دعا کنه


 

خدايا اگر از صبح تا شبم بشينم گريه کنم هنوز کمه چقدر من

 انسان ناداني بودم چقدر............


 

خدايا بعضي وقت ها به خودم ميگم تو با اين همه گناهي که

کردي چه جوري روت ميشه نماز بخوني و جلوي خدا بايستي


 

خدايا ولي اينو خوب ميدونم و ميفهمم که تو چقدر من و

بندگانت را دوست داري يادم نميره که چه جوري منو از دست

شيطان پليد نجات دادي


 

چقدر منو دوست داشتي که منو به راه راست هدايت کردي و

 بالاترين نعمتت رو به من دادي<<سلامتي>>


 

حالا ميخوام بدونم چه جوري ميخواي اين بنده ضعيف و ذليلت را

 ببخشي و دعايش را مستجاب کني.


 

به راستي با اينهمه ناداني به اين پي بردم که تو اي خداي

مهربان مستحق همه ي صفات ثبوتي هستي.


 

 


 

و دوست دارم در قيامت و هم اکنون جلوي هيچ بنده اي و هيچ

 يک از فرشتگانت مرا خوار و ذليل نکني


 

و دوست دارم اينقدر منو زجر بدي در اين دنيا اينقدر زجر

 بدي که خودت بدوني چقدر دوستت دارم و به فرشتگانت هم بگي

 اين همان بنده ي من است