امروز جغد نوحه گری هستم


گسترده بال غمزده بر گوراب

 
 
در بهت نا امیدی من چرخد

 
 
گردونه ی بلازده ی پندار

 
با پای زخم خورده ز خار و مار


 
باز آمدم به ساحل سرد خوف

 
تا بشنوم فسانه ی بوتیمار