جنگ بر وزن سنگ، به معنی يکديگر را زدن ، دشنام دادن يا زشت گفتن، و نيز زدن دو فرد، دو گروه، دو حزب، دو قوم يا دو کشور يکديگر را و گاهی هم زدن چند کشور يا چند گروه يک کشور يا يک گروه را؛ باشد.
مشتقات و ترکيبات جنگ:
جنگی، جنگره، جنگ انداز، جنگجو، جنگ طلب، جنگ سالار، جنگنده، جنگ پيشه، جنگ افروز، جنگ آور(بروزن سنگ آور)...
جنگ های معروف دنيا:
جنگ خانوادگی حضرت آدم و حوا، جنگ خونين هابيل و قابيل، جنگ های صد ساله انگلستان و فرانسه، جنگ ترياک، جنگ آمريکايی ها در ويتنام ، جنگ های اول و دوم و شايد سوم جهانی، جنگ عرب ها و اسرائيل، جنگ اول و شايد دوم خليج و...
جنگ های افغانی:
از حوصله اين مقال خارج است
انواع جنگ ها:
جنگ عادلانه = توازن قوای نظامی
جنگ غير عادلانه = بين کمزور و زورآور
جنگ کبير ميهنی = جنگ بين احزاب و اقوام خودمان
جنگ پارتيزانی = سريال (تام و جری)
جنگ تحميلی = 23 سال اخيرکشور
جنگ مسلحانه = کشت و خون
جنگ غير مسلحانه = دشنام دادن
جنگ گرم = جنگ های تابستانی
جنگ سرد = جنگ های زمستانی
جنگ روانی = تحليل های( سی ان ان) و( بی بی سی)
جنگ ماهواره يی = بين تلويزيون کيبلی جلال آباد و دادگاه عالی دولت انتقالی
جنگ جهانی = حمله به صدام حسين
جنگ مطبوعاتی = بازداشت عدالغفوراعتقاد ژورناليست افغان
جنگ زرگری = اختلاف اروپايی ها و آمريکايی ها
جنگ مغلوبه= بمباران توره بوره
خانه جنگی = لويه جرگه
جنگ متعارف = اول شما بفرماييد! مثل هند و پاکستان
جنگ کثيف= جنگ طالبی
جنگ پاک= جلسات کابينه انتقالی
جنگ شهرها= راکتپرانی های آقای حکمتيار يا بمباران عروسی در ارزگان
جنگ خانوادگی= متاهل ها تجربه اش را دارند
جنگ زنانه = جنگ جريده پيام مجاهد عليه خانم سيما ثمر
جنگ اعلان نشده = مبارزه محمد قسيم فهیم و گلبدين حکمتيار برای تصاحب وزارت جنگ
جنگ بلاگی= دشنام دادن به نام مستعار
جنگ هسته يی= پايان!
وچند ضرب المثل جنگی
جنگ چندان در گرفت که عاقبت خودش در گرفت.
او جنگيد و جنگيد تا جنگ سالار شد.
در جنگ حلوا بخش نمی شود.
در جنگ گوشت پخش می شود.
بشر جنگ را آغاز، و جنگ بشر را تمام می کند.
جنگ افروز عاقبت در جنگ گرفتار آید