شرمنده ام
گفته بودم
دست بر ديوار دور آن ور دريا مي زنم
و تا هزاره ي شمردن چشم مي گذارم
گفته بودم
غبار قديمي تقويم را
از شيشه هاي شعر و خاطره پاک نمي کنم
گفته بودم
صداي سرد سکوت اين سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمي زنم
اما دوباره دل، اين دل درمانده
تو را ميهمان سايه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هي
هميشه همسفر حدود تنهايي
بگذار که دفتر دريا هم
گزينه يي از گريه هاي گاه به گاه من باشد
گفته بودم
دست بر ديوار دور آن ور دريا مي زنم
و تا هزاره ي شمردن چشم مي گذارم
گفته بودم
غبار قديمي تقويم را
از شيشه هاي شعر و خاطره پاک نمي کنم
گفته بودم
صداي سرد سکوت اين سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمي زنم
اما دوباره دل، اين دل درمانده
تو را ميهمان سايه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هي
هميشه همسفر حدود تنهايي
بگذار که دفتر دريا هم
گزينه يي از گريه هاي گاه به گاه من باشد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۵ ساعت توسط هومت زرین رخ
|