با اينكه اين اولين بار نيست كه پسرك احساس مي‌كند او را دوست دارد ، ولي به نظر مي‌رسد اين بار طور ديگري او را دوست مي دارد . دوست دارد او را در آغوش بگيرد ، ببويد و ببوسد . اما دخترك مدتي است كه رفتارش البته جلوي ديگران با او كمي عوض شده است . ديگر جلوي او روسري سر مي‌كند ، خيلي به او نزديك نمي‌شود و حتي درخواست او براي بازي را رد مي‌كند

نخستين نغمه صريح عشق با فرا رسيدن بلوغ آغاز مي‌گردد و اين تازه اول ماجراست ؛ آغاز يك ماجراي طولاني . احتمالاً آغاز يك رهبانيت موقت !

امروزه پسر يا دختري نمي‌توان يافت كه از بدو بلوغ طبيعي كه تحت فشار غريزه قرار مي‌گيرد ، آماده ازدواج دائم باشد . خاصيت عصر كنوني آنست كه فاصلة بلوغ طبيعي با بلوغ اجتماعي و قدرت تشكيل خانواده ، زياد شده است . اگر پسر يا دختر پس از اتمام دوران تحصيل ، وارد دانشگاه گردد ، با احتساب دو ـ سه سالي كه بتواند سروسامان مختصري براي خود تهيه كند و آماده ازدواج گردد ، حداقل 10 سالي با بلوغ پسر فاصله خواهد داشت ، كه اين سال‌ها شايد براي دختر بيشتر نيز باشد . كاش مي‌شد دوران بلوغ را به تأخير انداخت ، يا حداقل در دوران تحصيل ، غريزه دست از سر ما برمي‌داشت ، يا ... ؟!

***

پسرك اين روزها در مدرسه جوك‌هايي را مي‌شنود كه هنوز معني آنها را به درستي نمي‌داند و شايد حتي لبخندي هم روي لبان او ظاهر نمي‌شود . حتي از برخي حرف‌هاي جدي دوستانش هم سر در نمي‌آورد . اما خيلي دوست دارد معني آنها را بداند . امروز دوستانش كتابي را ورق مي‌زدند و با هم درباره‌اش صحبت مي‌كردند . با اينكه خيلي دوست داشت او هم كتاب را ورقي بزند ، اما با ديدن عكس روي كتاب ، دما و رنگ گوش‌هايش به طرز محسوسي تغيير يافت و ترجيح داد بيش از آن كنجكاوي نكند

نمو ناگهاني موي در قسمت‌هاي مختلف بدن ، توأم با خشونت صدا ، جزء «صفات ثانوي جنسي» است كه به هنگام بلوغ عارض پسر مي‌شود ، اما طبيعت در اين سن به دختران نرمش اطراف و حركات مي‌بخشد

اساس انديشه در ازدواج موقت آنست كه نياز جنسي واقعيتي است غير قابل انكار ، كه بي‌توجهي به آن موجب پيدايش فسادهاي فردي و اجتماعي ، بازداشتن آدمي از تحرك ، و هرج و مرج جنسي خواهد شد . اسلام قائل است كه نياز غريزي انسان بايد به گونه‌اي مشروع برآورده شود . گرچه كه كوشش‌هاي اسلامي متوجه اين مسئله است كه رفع اين نياز از راه ازدواج  دائم باشد ، اما حال كه ازدواج دائم در دوران حاضر ، در فاصله فراوان ميان بلوغ طبيعي تا بلوغ اجتماعي جوان ، به يك شوخي شبيه شده است ، چه بايد كرد ؟ آيا رهبانيت براي همه امكان‌پذير است ؟

***

ذهن پسرك پر است از كلماتي كه تصاوير مشخصي از آنها در ذهن او نيست و لحظه به لحظه علاقه‌اش براي دانستن بيشتر مي‌شود . او خيلي چيزها را شنيده است ، و حالا دوست دارد خيلي چيزها را ببيند . امروز دوست صميمي‌اش او را به ديدن چند عكس كه در كامپيوترش بود ، دعوت كرد . هر دو مضطرب بودند اما او خيلي بيشتر . بالاخره اولين بارش بود كه مي‌خواست ... كاش آنها را نديده بود . احساس گناه عجيبي تمام وجودش را فرا گرفته بود . افت درسي ، انزوا ، پرخاشگري ، خيالپردازي ، خواب‌هاي عجيب و غريب ، سؤال ، سؤال ، سؤال

سرتاسر اين دورة بلوغ همه شگفتي است . هيچوقت جهان اينهمه بيگاننه و اينهمه زيبا به نظر نمي‌رسد . سن بلوغ ، بهار قدرت‌ها و فصل بذرافشان خرمن‌هاست . همه عواطف و احساسات پاك ، غذاي خود را از اين سن مي‌گيرند و مي‌توان آن را رنسانس زندگي ناميد . پس اين نيروي شگرف چيست كه جوان را با ترس و لرز به جلو مي‌راند و دختر را وادار مي‌كند كه از ديده براند و از دل بجويد؟

هدف از ازدواج موقت ، پيروي از هوا و هوس نيست . هدف تسكين غريزه به گونه‌اي مشروع و رفع نياز جنسي است . در ازدواج موقت طرفين داراي آزادي بيشتري در انعقاد شرايط هستند . حقوق طرفين اغلب الزامي نيست و بستگي زيادي به قرارداد فيمابين دارد . در سايه قرارداد حتي ممكن است حق آميزش هم از ميان برود و رابطه جنسي ممنوع اعلام گردد و بهره‌مندي‌ها تنها در تمتعات ديگر باشد

***

دنياي دور و بر پسرك هر روز در حال تغيير كردن است. حال، دختراني كه هر روز خيلي عادي در خيابان از كنارش رد مي‌شدند ، براي او آن دختران هميشگي نيستند . امروز پسرك بعد از مدت‌ها دوباره دستان دختر را لمس كرد . تمام وجودش گرم شده بود . داغ داغ و يك احساس شيرين : احساس خالي شدن و كاش مي‌توانست ... اما مي‌دانست كه همين قدر هم زياده‌روي كرده است . چيزي از درون آزارش مي‌داد . هنوز خيلي چيزها بود كه مي‌خواست در مورد او بداند . دختري كه از كودكي با هم بزرگ شده‌اند . ولي... كاش هيچ‌وقت بزرگ نمي‌شد

«سلول‌هاي مايه‌اي بدن با نشاط تمام در حركت  و شكفتگي مي‌آيند . گوئي مي‌خواهند براي حفظ اين ثروت جديد بر هر كوششي فائق آيند . تمام بدن خلش اين قدرت جلوگيري شده و اين گسترش بي‌آرام حيات را حس مي‌كند ، و دل آگنده از غمي شيرين و سنگين است . گوئي خود را ناقص مي بيند و تشنة وصول به كمال است.»

ازدواج موقت حتي مي‌تواند به صورت نامزدي مطرح گردد و تمرين خوبي باشد براي زندگي آينده جواناني كه دير يا زود تن به تشكيل خانواده خواهند داد . بر اثر آن ، زن و شوهر آينده در دوران نامزدي به خلق و خوي هم آشنا شده و راه و فكر همديگر را تشخيص مي‌دهند . اگر زمينه براي حركت مشتركشان فراهم نبود ، لااقل تن به عروسي و زناشوئي نخواهند داد .
آنكس كه تن به ازدواج موقت مي‌دهد ، همانند كسي است كه مسافرخانه يا هتلي را براي اقامت محدودش در شهري در اختيار مي‌گيرد . شك نيست كه آدمي از همان آغاز مي‌داند كه اين هتل جاي اقامت دائم نيست . محبت و طرز تلقي از آن نيز در حد اقامت چند روزه است . گرچه كه در ازدواج موقت در صورت رضايت طرفين مي‌توان پيمان زناشوئي را تجديد و يا تبديل به دائم كرد.

***

امروز اولين روزي است كه وارد دانشگاه شده است . بالاخره فتحش كرد . احساس رهايي مي‌كند . رهايي از خيلي چيزها. و اينجا البته پر است از دختران و پسراني که بي هيچ دغدغه اي با هم معاشقه مي کنند؛ با حرفهايشان، نگاه هايشان، با راه رفتن هايشان و حتي با درس خواندن هايشان

حال روزهاي جفت جويي فرا مي رسد که خوشترين دوران زندگي انسان است؛ جفت جويي  در خدمت مقاصد حيات است. او عشق را به کمال بهتر و برتري بر مي انگيزد و به انتخاب اصلح که بالابرنده تدريجي کيقيت حيات است فرصت مي دهد. آداب جفت جويي در بزرگسالان عبارتست از حمله براي تصرف ئر مردان و عقب نشيني براي دلبري در زنان. چون مرد طبعا جنگي و شکاري است، عملش مثبت و تهاجمي است؛ زن براي مرد همچون جايزه اي است که بايد آنرا بربايد و مالک شود، جفت جويي جنگ و پيکار است و ازدواج تصاحب و اقتدار

آيا دوران تجرد بايد براي جوان ، دوران احساس گناه و وجدان‌درد باشد؟ آيا تكرار گناهان ناخواسته و براثر فشار غريزه، عاملي براي عادي شدن گناه براي جوان و جامعه نخواهد شد؟ آيا مي‌توان در مقابل موج عوامل تحريك در جامعه ايستادگي كرد؟ آيا طبيعت حاضر است از ايجاد عوارض رواني سهمگين و خطرناكي كه اثر ممانعت از اعمال غريزة جنسي پيدا مي‌گردد، صرفنظر كند؟ آيا مي‌توانيم كمونيسم جنسي را بپذيريم و به پسر اجازه دهيم از صدها دختر كام برگيرد و به دختر كه با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد؟ آيا مي‌توان جوان را عقيم كرد يا حتي براي او اجازة خودارضايي صادر كرد؟ پذيرش قانون [متكامل] اسلام كه روابط نامشروع و كمونيسم جنسي را تحت كنترل و ضابطه‌اي درآورده و اجازه نداده كه يك فرد با هركس و در هر محيط آلوده‌اي سر كند، با فحشا برابر است؟